العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
4
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
همكاريست ، و از اينجا است كه جادوگر جز پيغمبر و ولى خداست ، و كار عجيبى كه با ابزار و دارو كنند يا بتردستى بد نيست و در حقيقت جادو نيست و براى نازك كارى و نهانى سببش به آن جادو گويند . شيخ - قده - در ( 1 - 374 ) تبيان گفته : در معناى سحر 4 قول است . 1 - نمايشى است و نيرنگى بىواقع كه بجادو شده نموده شود كه حقيقت است . 2 - چشم بندى از نيرنگ بازى 3 - صورت جاندارى را دگرگون كردن يا جسمى پديد آوردن و جادوگر تواند آدمى را به صورت خر كند يا اجسامى پديد آورد ، 4 - اينكه يك نوع خدمت به پريانست . و قول درستتر همان نخست است زيرا خارق عادى بر جادوگر روانيست و هر كه آن را روا دارد كافر است ، زيرا با جواز آن دانستن درستى معجزات نشدنيست كه دليل نبوت هستند ، زيرا آن را با حيله و جادو هم روا دارد . نيشابورى گفته : سحر در لغت هر آنچه است كه لطيف ماخذ و نهان سبب است و دانشمند سحر هم از آن نام گيرد و سحرش نيرنگ او است ، سحر شش است و در شرع هر نمايش خلاف حقيقتى سحر است چون نيرنگ و خدعه و فريب است ، و بسا در خصوص موردى پسنديده است مانند سحر حلال كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود : راستى برخى گفتهها سحراند . سحر چند قسم است : 1 - سحر كلدانيها كه در دوران باستان بودند كه مردمى ستاره پرست بودند و پنداشتند كه آنها جهان مدارند و خوبى و بدى و سعادت و شقاوت از آنهاست ، و خارق پديد سازند بر اثر مزج نيروهاى آسمانى به نيروهاى زمينى و آنانند كه خدا ابراهيم عليه السّلام را فرستاد در برابرشان . 2 - جادوى اصحاب اوهام و نفوس قويه ، بدليل اينكه چون تنه درخت خرما روى زمين باشد آدمى بر آن راه رود و اگر پل باشد نتواند راه رفت و اين نيست مگر اينكه براى تخيل سقوط چون قوت گرفت مايه آن شود ، اطباء اتفاق دارند بر